می شه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده تو اضطراب عشق و گناه بی اراده

بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره........هفتاد سال عبادت یک شب به باد می ره

وقتی که عشق آخر تصمیم شو بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره

ترسیده بودم از عشق عاشق تر از همیشه

هر چی محال می شد با عشق داره می شه . انگار داره می شه

عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه است

از لحظه های حوا  حوا می مونه و بس

نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه