رقص باله
رقص باله زیبا با موسیقی مشکاتیان
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۸:۳۰ ب.ظ توسط Azybanoo
|
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبح دم نشد فلق چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده بر گشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند
بیا نگارا جمال خود بنما
ز رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن/ بین بنشسته چو من
دل خون بس ز غم/یاری غنچه دهن
گل در افشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی
به شش در محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازیهمچون سالک نقد جان بازی