متن شعر بوی عید علی لهراسبی
من و تو هر دو درگیر یه حسیم
همین حس عزیز با تو بودن
همین شوق تماشا کردن تو
همین دلضربه های هر شب من
تو شکل ماه میمونی و مهتاب
که مشق شب تماشای تو میشه
به من که بی هوا نزدیک میشی
هوا شکل نفسهای تو میشه
من اون گم کرده تم که لحظه لحظه
تمام راه پشت ردپاشی
کسی از ما به هم نزدیکتر نیست
مگه میتونی از من دور باشی
دارم تو آینه ها شکل تو میشم
شبیه تو که نزدیکی به دریا
تماشا کردنت دیوونگی نیست
تو رو حس می کنم هر لحظه اینجا
همین جایی که من دلشوره دارم
تو مثل حس نزدیک بهاری
دارم سر میرم از تو هر دقیقه
تو هم حس میکنم این حالو داری
تمام خونه غرق بوی عیده
یه عطری غیر هر روز و همیشه
میون ما یه شب راهه از اینجا
همین امشب تا سحر یک سال میشه ...
همین حس عزیز با تو بودن
همین شوق تماشا کردن تو
همین دلضربه های هر شب من
تو شکل ماه میمونی و مهتاب
که مشق شب تماشای تو میشه
به من که بی هوا نزدیک میشی
هوا شکل نفسهای تو میشه
من اون گم کرده تم که لحظه لحظه
تمام راه پشت ردپاشی
کسی از ما به هم نزدیکتر نیست
مگه میتونی از من دور باشی
دارم تو آینه ها شکل تو میشم
شبیه تو که نزدیکی به دریا
تماشا کردنت دیوونگی نیست
تو رو حس می کنم هر لحظه اینجا
همین جایی که من دلشوره دارم
تو مثل حس نزدیک بهاری
دارم سر میرم از تو هر دقیقه
تو هم حس میکنم این حالو داری
تمام خونه غرق بوی عیده
یه عطری غیر هر روز و همیشه
میون ما یه شب راهه از اینجا
همین امشب تا سحر یک سال میشه ...
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۵:۵۲ ب.ظ توسط Azybanoo
|