خدایا!

 

یاری ام ده، به دردی گرفتارم که فقط تو آن را دوایی

 

و دلم سرشار از مدح و ثنایی ست،

 

که فقط تو آن را سزایی،

 

دستگیرم شو که هر شادی، بی تو عین اندوه است.

 

چگونه تو را ستایش نکنم،که شادی بخش دل بندگانی

 

و چگونه توانم دل از عشق تو بردارم،

 

که مایه عیش جانی.

 

پس مرا سروری عطاکن

 

که از شگفتی جلال تو پدید آید

 

شعفی که پایدار است

 

و از شوق اصیل هستی، مایه می گیرد.